printlogo


تحلیلی بر روند تیترهای یک نشریه پرتیراژ انگلیسی درباره انقلاب اسلامی؛
تصویری که دولت روحانی از ایران به غرب ارسال کرده است
محمدسعید ذاکری

نشریه انگلیسی اکونومیست که یکی از پر تیراژترین و مهمترین نشریات هیئت عاقله و حاکمه روباه پیر است، هفته گذشته تیتر یک و عکس برتر صفحه اول خود را به موضوع ایران اسلامی اختصاص داد. این نشریه که با تیراژی در حدود یک و نیم میلیون نسخه در سراسر جهان توزیع می شود، پیش از این نیز بارها به موضوع ایران پرداخته و از نگاه خود ، مقوله هایی همچون انقلاب اسلامی ، تحول آفرینی انقلاب اسلامی در سطح جهان و رابطه انقلاب اسلامی با موضوعات خاص منطقه پر حاشیه آسیای جنوب شرقی- یا به تعبیر غربی ها خاورمیانه – را بازشناسی کرده است.
اینکه چنین نشریه پر اهمیتی به موضوع انقلاب اسلامی بپردازد البته مبتنی بر توان نرم انقلاب و تهدیداتی است که از ناحیه انقلاب اسلامی بر سطح هندسه استکباری جهانی اعمال شده است. بدیهی است که قدرت نرم انقلاب اسلامی در طول سی و اندی سال گذشته پایه های سست اندیشه ای استکبار جهانی را بر هم زده ، از سطح اندیشه به سطح عمل رسیده و در حال اعمال تغییرات بنیادین در ساختار و هژمونی ابرقدرتی و استکباری زور مداران بین المللی است. از نگاه مغزهای استکباری، از روزی که انقلاب اسلامی با شعار نفی وابستگی و نه گفتن به قاعده پذیرفته شده سلطه گر و سلطه پذیر در عرصه بین الملل متولد شد، تمامی ابزارهای استکباری و استعماری باید به استخدام گرفته شود تا این پیام نو و ابتکاری « نه شرقی و نه غربی » به عنوان یک تجربه شکست خورده ، ابتر و ناتمام به دنیا معرفی شود تا بدین ترتیب آن قاعده اصلی لکه دار نشود.
واضح است که بر مبنای قاعده های استعماری و استکباری، هیبت استکباری، زمانی حیات خود را رو به افول می بینند که حتی اندک مخالفی، بر خلاف قاعده رسمی آنان پا در عرصه نهاده و در میدان نبرد «هل من مبارز» بطلبند. اینکه این اندیشه مخالف توان مقابله با اندیشه های استکباری را در عمل داشته یا نه و تا چه زمانی می تواند به این مخالف خوانی ها ادامه دهد در مرتبه بعدی اولویت های استکباریون قرار می گیرند.
با پیروزی انقلاب اسلامی اما این قاعده اجرایی شد. همین که نظام اسلامی بر پایه اندیشه مقابله با سلطه گران جهانی روی کار آمد حسگرهای استکباری را برای ایجاد مانع در برابر انقلاب به کار انداخت. اما با گذشت ماهها وسال های آغازین حرکت انقلاب اسلامی ، دنیای استکباری متوجه شد که این انقلاب علاوه بر آنکه درصدد براندازی نظام حاکم بر دنیای استکبار است از استعداد و توان لازم برای این براندازی نیز برخوردار است. این بود که همه پتانسیل ها بسیج شد تا انقلاب اسلامی متوقف شده و به عقب باز گردد. این پتانسیل از جنگ سخت و نرم گرفته تا به کار بردن ابزار خطرناک نفوذ دادن عناصر وابسته در سیستم حکومتی ایران دنبال شد اما همگی آنها پس از مدتی خود به ضدش تبدیل شده و پایه های انقلاب الهی- مردنی اسلامی را مستحکم تر ساخت. اینکه امروز نیز دنیای استکباری آرزوی از میان رفتن و تمام شدن انقلاب اسلامی خمینی کبیر را برای خود تشریح کند اما امری بدیهی و واضح است اما بی شک نمی بایست از زمینه هایی که این ابرزورمداران بین المللی برای آرزو و خیال خود دست و پا کرده اند، چشم پوشی نمود.  دراینجاست که باید با نگاهی واقع گرایانه و حقیقی به این بستر ها نگاه کنیم. گرچه اینکه آیا این آرزوها محقق خواهد شد یا خیر و چه موانعی برای محقق شدن آن موجود است و زمینه های پابرجایی انقلاب اسلامی تا به کجا به پیش رفته، بحث مفصل دیگری می طلبد که از عهده این مقال خارج است. برای ورود به این بحث باید به حداقل سه تیتر نشریه اکونومیست در طول سالیان اخیر که در رابطه با حرکت انقلاب اسلامی است اشاره نمائیم.
هفته نامه شیطان پیر اکونومیست در سال 1385 که مصادف با آغازین روزهای روی کار آمدن دولت احمدی نژاد بود با انتشار عکس معروفی از محمود احمدی نژاد در حالیکه در حال صدور فرمان رو به جلو بوده و در پشت سر او موشک های پیشرفته ایرانی که نمادی از اقتدار ، پیشرفت و و ابهت ایران اسلامی بوده است را به چاپ رساند. این نشریه برای این عکس خود، تیتر سوالی « ؟Unstoppable» (غیر قابل توقف) را به کار برده بود.
از یاد نبرده ایم که در آن سال ها رهبر فرزانه انقلاب بعد از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و روند حاکم بر آن اعلام فرموده اند که قطار انقلاب به ریل اصلی خود بازگشت. ایشان مکررا در طول فعالیت دولت های نهم و دهم از اینکه آن دولت به شعارهای انقلاب اسلامی متمسک است و این شعارها را در سر دست گرفته و به آنها افتخار می کند به عنوان وجه ممیزه این دولت ها یاد و از آنها تجلیل نمودند. گو آنکه اتفاقا همین روحیه انقلابی گری بود که طیف اشراف گرای داخل در حاکمیت را بر می آشفت تا با هر ابزاری که در دست دارند به مقابله نرم و سخت با دولت و رئیس آن حمله نمایند.
اما معنای بازگشت انقلاب اسلامی به ریل اصلی خود؛ اولا اصلاح روند انحرافات گذشته در دولت های سابق و ثانیا شروع حرکت های انقلابی در این دولت ها بود. بازگشت قطار انقلاب به ریل به معنای رواج گفتمان عدالت، ساده زیستی، پرهیز از تجمل گرایی و اشرافیت،  مقاومت و احیای شعارهای انقلاب و امام و عرضه آن به دنیا بود. در بعد عملی نیز این بازگشت به ریل انقلاب، معنایی جز ساختن همه جانبه ایران اسلامی برپایه الگوهای ایرانی – اسلامی نداشت. اینچنین بود که روند توقف یافته موضوع هسته ای در این دولت ها به چرخش درآمد و در حقیقت چرخ سانتریفیوژها چرخید. در کنار آن هم ارتقای جایگاه سیاسی و علمی ایران در دنیا، توسعه فناوری هسته ای، توسعه فناوری های پیشرفته فضایی، راه افتادن چرخ هزاران کارخانه صنعتی و نیز ساختن مسکن و راه و به استخدام گرفتن فناوری های نوین بود. گو آنکه نماد اقتدار ایران در موضوع هسته ای و پیشرفت های نظامی ایران متجلی بود و اکونومیست هم می خواست موضوع هسته ای را غیر قابل برگشت عنوان کند اما در میان متن آن به خوبی پیوند موضوع هسته ای با موضوع انقلاب اسلامی نمایانگر بود به گونه ای که توفیق و عدم توقف در موضوع هسته ای به زعم تحلیلی اکونومیست مساوی با توقیف و توقف انقلااب اسلامی تشریح شده است.
وقتی این حرکت آغاز شد، نشریه انگلیسی وابسته به شبکه خبیث استعمار پیر از کارآمدی اجرایی دولت های وقت که ذیل گفتمان انقلاب اسلامی فعالیت می کرد هراسناک شده و تیتر «غیر قابل توقف» را برای خود برگزید. به عبارت دیگر وقتی کارآمدی اجرایی دولت به اثبات می رسد نا خود آگاه تاثیر خود را بر روی کارآمدی گفتمان انقلاب اسلامی گذارده و این همان خط قرمز شبکه استعماری و استکباری است که در اینصورت حاضر است تا تمام هم و غم خود را برای به زیر کشاندن این موفقیت ها و براندازی آن به کار بندد. از یاد نبرده ایم که علیرغم همه استعدادی که در طول تاریخ استعماری، انگلیس علیه ملت ایران به کار گرفته و رنج های فراوانی از ناحیه این دولت خبیث و منفور بر پیکره مردم ما وارد شده اما تلاش های سفارت خانه جاسوسی انگلیس خبیث برای براندازی دولت نهم در سال 88 در نوع خود کم نظیر بوده است.
اما دومین تیتر مورد اشاره ما تیتر سوالی دیگری است که به محض روی کار آمدن حسن روحانی از سوی این نشریه انگلیسی در تعریف فضای سیاسی انقلاب اسلامی و برآورد تحلیلی اکونومیست در رابطه با آن منتشر شد.
اکونومیست سال گذشته و بلافاصله پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم تیتر  «Can iran be stopped? »(آیا ایران متوقف می شود؟) را روی جلد برد. گرچه در زیر تیتر خود به نوعی با به کار بردن واژه توان ساختن سلاح هسته ای ، همان خط ایران هراسی و دروغ «تصمیم ایران برای ساخت سلاح هسته ای» را دنبال کرد اما به خوبی روشن بود که در این مقال هم سعی دارد تا توقف در موضوع هسته ای ایران را به توقف در انقلاب اسلامی متصل نماید. اینکه با رئیس جمهور شدن حسن روحانی چه پالس هایی به نشریه انگلیسی رسیده بود که اکونومیست از آن حادثه، بوی توقف در انقلاب اسلامی را استشمام کرده بود خود جای بحثی مفصل تر را می طلبد.
اما تیتر سوم و اهانت باری که هفته گذشته این نشریه استعمار پیر و خبیث برای صفحه اول خود برگزید حاکی از عمق تحلیل و البته توان و استعدادی است که غربی ها برای آینده انقلاب اسلامی تدارک دیده اند. تاکید می شود که بی شک ساخته شدن این تحلیل در اذهان استکباریون – خواه ناخواه- مبتنی بر داده هایی است که آنان را برای رسیدن به آرزوی همیشگی شان امیدوار ساخته است. اکونومیست در صفحه اول خود عکسی از امام راحل عظیم الشان ملت ایران به چاپ رساند که این عکس در حال اضمحلال و نابودی و پرکشیدن عناصر اصلی تشکیل دهنده آن بود. اکونومیست برای این عکس برخلاف دو عکس دیگر که مقصود خود را با علامت سئوال های به کار رفته، متزلزل نشان می داد، کاملا قاطع و محکم – به زعم خود- حکم صادر کرده و عنوان « The revolution is over  »انقلاب تمام شد) را انتخاب کرده است.
این البته بدیهی است که با روی کار آمدن دولت یازدهم، طیفی از دلباختگان به غرب که قبلا نیز در ساختار حاکمیتی کشور دارای مسئولیت بوده اند بر سر کار آمده اند اما اینکه اکونومیست چگونه و با چه داده هایی به این گزینه رسیده که توقف هسته ای جمهوری اسلامی ایران، در نهایت انقلاب اسلامی ایران را متزلزل خواهد ساخت، بی نهایت دارای اهمیت است. از سوی دیگر باید به این پرسش پرداخت که نحوه اشتیاق زاید الوصف مسئولین ایرانی در مواجهه با غرب در طول دو ساله گذشته تا چه حد در خفا و علن به پیش رفته که ساختار ذهنی استعمار در حال حاضر را به جزمیت و قطعیت پایان انقلابی گری و خمینیسم در ایران اسلامی مبدل ساخته است. به عبارت دیگر دولت و مسئولین مذاکره کننده هسته ای باید به این پرسش ها پاسخ گویند که از گفتگوی تلفنی روحانی و اوباما ، گفتگوی خلاف عزت روحانی با دیوید کامرون، عقب نشینی های مکرر از خطوط قرمز هسته ای و توقف های اختیاری و حتی فراتر از توافق های هسته ای، دست و دل بازی در رابطه با دستاوردهای هسته ای، تحمل نمودن همه گونه تحقیر و توهین و تهدید و لب فرو بستن در برابر آن ها، حتی عدم شرکت دولتی ها در مراسم روز استکبار جهانی به بهانه به دست آوردن دل کدخدا و عدم رنجور ساختن وی، درد دل سیاسی کردن با غربی ها در زمینه تاثیرات توافق هسته ای با پیروزی روحانی در انتخابات داخلی مجلس یا خبرگان، طرح ادعای واهی خالی بودن خزانه و ایجاد تصور دراز نمودن دست ملت ایران در برابر غربی ها برای کاستن از فشار های تحریم و دهها نمونه مخفی و علنی دیگر، چه تصوری برای غرب ساخته اند که ایران را از روند «غیر قابل توقف» در دولت احمدی نژاد به «تمام شدن انقلاب خمینی» - به معنای دیگر استحاله انقلاب اسلامی- در حال حاضر رسانده است؟
دولت تدبیر وامید  چه امیدی ایجاد کرده که احساس امید استکبار نسبت به استحاله انقلاب که پس از 8 سال روی کار آمدن دولت خاتمی به آنان دست داده بود را اکنون و با فاصله تنها یک سال و نیم پس از روی کار آمدن این دولت به غربی ها دست داده است؟
نکته جالب توجه دیگر آنکه «توقف»، کلیدی ترین واژه ای است که در تیترهای یاد شده از این نشریه به چشم می خورد. تیترهای «غیر قابل توقف» در سال 85، «آیا متوقف می شود»در سال 92 و «تمام شد» در سال 93، سیر اتفاقاتی است که از نظر نشریه اکونومیست از سال ۸۴ تا کنون در جمهوری اسلامی ایران رخ داده است .دولت و تیم مذاکره کننده هسته ای باید به این پرسش پاسخ گویند که در مدت یک ساله عمر خود چه کرده که مشاور سابق اوباما در ارائه مشاوره ای به دولت اوباما خواهان کمک دولت آمریکا به روحانی و در نتیجه پیروزی یاران روحانی در انتخابات سال آینده خبرگان و مجلس شورای اسلامی می شود؟ (1)
اما واقعیت آن است که گرچه روند توقف در فعالیت های هسته ای و نیز نوع مواجهه مشتاقانه تیم هسته ای با دشمن ترین دشمنان ملت ایران و بشریت، نگرانی های عمده ای در دل دلسوزان و معتقدین به انقلاب اسلامی در داخل و خارج از کشورمان پدید آورده است اما توقف در انقلاب اسلامی، خیال خامی است که هیچگاه تعبیر نخواهد شد. مردم ما در 9 دیماه سال 88 و البته در هر عاشورای حسینی به اثبات رسانده اند که شعار هیهات منا الذله و عدم تمکین در برابر مستکبران را که از جمله اهداف انقلاب اسلامی است در پیش چشم خود زنده نگاه داشته اند و هر چند مسئولان از این شعارها عدول کنند، آنان در موعد خود به آن پاسخ خواهند داد.دولت روحانی اما تا دیرتر از این نشده باید حساب خود را از پروژه نمایش غرب باوری و دست برداشتن از آرمان های انقلاب اسلامی- البته نه در حرف بلکه در عمل و میدان واقع- جدا کند. اما واقعیت آن است که هر چه هم که باشد به دلیل مولفه های قطعی دیگری که در بین است به یقین آرزوی استعمار و غرب در استحاله انقلاب خمینی (ره) به واقعیت نخواهد رسید. چنانچه مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۹/۴/۱۳۷۹ فرمودند: «آغوش باز غرب، به عنوان یک مشوق بزرگ، گورباچف را فریب داد! آنچه که مسلّم است، آغوش باز، چهره باز، چهره خندان، تجلیل و تبجیل و تشویق و احترام غربی ها گورباچف را فریب داد. او به غربیها و امریکایی ها اعتماد کرد؛ اما فریب خورد... اشتباه سوم (غربی ها در پیگیری پروژه گورباچفیزه کردن ایران در زمان خاتمی) این است که نظام مردمی جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست. اشتباه چهارمشان این است که ایرانِ‌یکپارچه، شوروی متشکل از سرزمین‌های به هم سنجاق شده نیست. اشتباه پنجم‌شان این است که نقش بی‌بدیل رهبری دینی و معنوی در ایران، شوخی نیست»

پی نوشت:
(1): مشاور سابق اوباما در اظهاراتی تامل برانگیز، حصول توافق با ایران در مذاکرات هسته‎ای را برای جلوگیری از رشد قدرت منطقه‎ای ایران و تبدیل شدن ایران به یک قدرت منطقه‎ای ضروری دانسته است. ولی رضا نصر، یکی از چهره‎های موثر شورای روابط خارجی امریکا، عدم توافق در شرایط فعلی را به سود ایران معرفی می‎کند و معتقد است این عدم توافق ، موجب به رسمیت شناخته شدن قدرت منطقه‎ای ایران از سوی غرب و تبدیل ایران به یک قدرت استراتژیک شده و بر این اساس توافق با ایران را برای غرب بسیار سودمندتر خواهد کرد.این در حالی است که این تحلیلگر امریکایی هدف‎گذاری انتخاباتی تیم مذاکره کننده ایرانی در مذاکرات جاری را نیز تایید کرده و در تحلیلی که نیویورک تایمز آنرا منتشر کرده است، می‎نویسد: ایران در دسامبر۲۰۱۵ انتخابات مهم پارلمان و چند ماه بعد انتخابات «مجلس خبرگان» که وظیفه‌اش تعیین رهبری است را پیش رو خواهد داشت. در اهمیت این دو انتخابات همین بس که نگاه مذاکره‌کنندگان ایرانی به این دو انتخابات دوخته شده است. نظر توجه آمریکا نیز به این دو انتخابات است. هر توافقی که با ایران حاصل گردد بر نتیجه این دو انتخابات فوق‌العاده تاثیرگذار خواهد بود. مجلس ایران هم‌اکنون در قلمرو تندروهاست.وی ادامه می‌دهد: روحانی برای تاثیرگذاری بر رای‌دهندگان در این دو انتخابات نیازمند دستاوردهای اقتصادی است و یک توافق هسته‌ای این موفقیت‌ها را تضمین خواهد کرد. به عبارتی دیگر هر اندازه توافق به تاخیر افتد کمک‌رسانی‌اش به روحانی کمتر خواهد بود.مشاور سابق اوباما در این تحلیل خاطرنشان کرد: وقتی مسائل و پیامدهای انتخابات آتی در ایران و آمریکا را در کنار یکدیگر قرار دهیم، راهبردی که آمریکا باید در پیش بگیرد روشن‌تر خواهد شد. با آنکه آمریکا و متحدانش باید در هرگونه مصالحه‌ای که انجام می‌دهند به اهداف اصلی خود، یعنی بازداشتن قطعی و قابل اطمینان ایران از دستیابی به جنگ‌افزار هسته‌ای دست پیدا کنند، اما باید به خاطر داشته باشند که دستیابی به توافق، خود به معنی فراهم آمدن مقدمه ایجاد تغییرات سیاسی در ایران خواهد بود.


Page Generated in 0/0099 sec